به بهانه برخی نقدها به آثار صادق هدایت

یا درود بر آن دسته از مخالفان و منتقدین صادق هدایت عزیز که برخلاف سایر مخالفان هدایت، لااقل آثار صادق رو می خونند و بعد نقد میکنند. در حالی که شاید 95% مخالفان صادق، اصلا حتی یکی از آثار هدایت رو هم نخوندند!!

گاهی ما دوست داریم مطلبی که ما میپسندیم رو بخونیم و بالطبع اگر به اون نرسیم، احساس خوبی در مورد اون اثر ادبی نداریم. گاهی با تحریف واقعیت می توان مخاطبین فراوانی را جذب نمود. ولی اون اثر ارزش واقعی و تاریخی نداره. درست مثل فیلم 300 که در سطح جهان خیلی ها جذبش شدن. درحالی که خیلی ها میدونن واقعیت نداشته و تاریخی نیست. از طرفی میبینیم فیلم هایی که کاملا مستند و بر مبنای واقعیت هستند، ولی اغلب مردم تمایلی ندارند که اینگونه آثار هنری را ببینند. البته که این دلیلی بر بی ارزش بودن اون اثر نیست. آثار صادق دقیقا به همین شکل هستند. درسته که خیلی ها ممکنه اون رو غم انگیز بدونن یا با خوندنش افسرده بشن ولی صادق، چیزی جز حقیقت نگفته. حرفش واقعیت محضه. شاید انتظار داشتیم که سرانجام داستانهای صادق، کمی شیرینتر بود ولی در دنیای واقعی چی؟ آیا میتونیم انتظار داشته باشیم که یه انسان در دوران پیری باز هم مثل زمان نوجوانیش پرقدرت و شاداب بشه؟ معلومه که نه. آیا از این اثر هنری خداوند ایرادی نمیگیریم که چرا آخر داستانش اینقدر تلخ و مایوس کننده و افسرده کنندست؟ آیا همچین سوالی تابحال از خودتون و خدای خودتون کردید؟ آیا اینکه ما انسانها در پایان هممون میمیریم، دلیلی بر بی ارزش بودن آفرینش ماست؟ معلومه که نیست!

صادق هم دقیقا همین کارو کرده. صادق اصلا چیزی از خودش ننوشته. در حقیقت داستانها و آثار هنری خداوند رو نقد کرده. نقدی که کاملا منطبق بر واقعیته و تلخی خوشو از تلخی دنیای واقعی گرفته. آیا شما سیر قهقرایی ما در زندگی رو نفی میکنید؟ آیا زوال قدم به قدم انسانها در طول زندگیشون و نزدیکیشون به مرگ رو نمی بینید؟

تمام شکایت صادق از همین زوال آهسته آهسته و ناملموسه. چیزی که ما بهش عادت میکنیم و فقط با گذشت زمان طولانی و به یکباره اون رو حس میکنیم. و وقتی اونو حس میکنیم که کار از کار گذشته و راهی به عقب نیست. اصلا همین که ما راه بازگشت به عقب نداریم خودش بزرگترین تراژدی زندگی ماست.

خود ما بارها آرزو میکردیم کاش اینجور نبود. ولی حتی این همه محدودیت هم دلیلی بر زشت بودن این اثر هنری یعنی آفرینش انسان نیست. این اثر، کاملا هنرمندانه و زنده و زیباست. آثار صادق هم همینه. همشون نقد صادقانه بر زندگی انسان هستند. تلخی این آثار دلیلی بر نازیبایی اونها نیست. باز هم بخونیم. آثار هدایت را بخونیم

از همه این حرفا گذشته، کاش واقعا ته زندگی با مرگ تموم نمیشد. کاش پایان خوش بعضی از فیلمهای هندی برای ما هم وجود داشت و واقعی بود...

/ 3 نظر / 30 بازدید
جوادزاده

سلام ضمن تشکر از پاسختان ، نحوه نگرش شما را تایید میکنم و بر اساس همین برداشتم از نگرش شما نظرات مثبتی نسبت به شیوه ی تفکر شما به ذهنم می آید که از گفتنشان صرف نظر میکنم. اما وقتی صحبت از هدایت میشود و ما انتقاد میکنیم در واقع این انتقاد ما از دو جنس متفاوت ترکیب شده است که عموما توام با بدسلیقگی و آمیخته به هم گفته میشود و به همین دلیل پیام نارسایی از آن دریافت میگردد. سعی میکنم مطلب بعدی ام در همین مورد باشد و پیش از تولید ، شما را به خواندن و نقدش دعوت میکنم. شاد باشید[گل]

لیلا

درسته که دنیای واقعیت زیاد شاد نیست اما اینقدر هم سیاه نیست اما صادق هدایت یک نویسنده ی محشر بوده برخلاف نظر خیلی ها که به خاطر تفکراتش اصرار دارن بگن نویسنده ی معمولی بوده.

آذر

پربار می نویسی موفق باشی